طرح درس سالانه درس زبان فارسی ۳

طرح درس سالانه درس زبان فارسی ۳ (عمومی، کلیه ی رشته ها)
ادامه نوشته

بارم بندي دروس دوره پيش دانشگاهي درسال تحصیلی 88-1387

تذكرات مهم :

رعايت بارم بندي درطرح سؤالات امتحانات نهايي الزامي ولي درامتحانات داخلي پيشنهادي است. بديهی است رعايت بارم بندی درطراحی سئوالات امتحانات هماهنگ کشوری يا استانی از تضيع حق دانش آموزان جلوگيری خواهد کرد.
2- بر اساس تبصره 1/2 ماده 19 آيين نامه آموزشي دوره پيش دانشگاهي ، سؤالات امتحانات نوبت شهريور مراکز پيش دانشگاهي که به صورت هماهنگ منطقه اي طراحي مي شود براساس20 نمره و همانند بارم بندي امتحانات جبراني مربوطه مي باشد.
بارم بندي دروس دوره ي متوسطه در دبيرستان هاي بزرگسالان همانند بارم بندي نوبت شهريور است.
مواردي ازکتاب درسي كه مطالعه آزاد اعلام گرديده در ارزشيابي ها لحاظ نمي گردد.

  


   

بارم بندي درس ادبيات فارسي (1) رشته علوم انساني

 

ريزمواد آزمون

نيمسالي

جبراني

قافيه

5/2

3

عروض

6

9

نقد ادبي

5/6

8

جمع

15

20

ادامه نوشته

اسلوب معادله

                      اسلوب معادله درکتاب درسی دوره متوسطه

اسلوب معادله .اصطلاحی است که برای اولین بار دکتر شفیعی کدکنی به کاربرده است ایشان می گویند:

به خاطراستفاده درسبک شناسی ان رابه عمد ساخته ام وهمچنین به خاطر اشتباه نشدن با ارسل المثل وهرنوع مصراع حکمت امیز دیگری که بتواند جای مثل را بگیرد

ویژگی های اسلوب معادله:

 یک ساختارمخصوص نحوی است یا به عبارت دیگر دو مصراع یک بیت کاملا" از نظرنحوی مستقل است و هیچ حرف ربط یا شرط یا چیز دیگری دو مصراع  یا بیت را از نظر معنی ونحوی با هم مرتبط نمی کند مثلا دربیت :

سرم ازخدای خواهد که به پایش اندر افتد        که در اب مرد ه بهتر که در ارزوی ابی

 حرف ربط که در مصراع دوم باعث شده که مصراع دوم وابستگی به جمله ی قبل داشته باشد واین ارایه را ندارد ویا در بیت :بلبل از گل بگذرد چون در چمن بیند مرا    بت پرستی کی کند گر برهمن بیند مرا

تکرار بیند مرا در هر دو مصراع سبب ارتباط معنایی بین دو مصراع شده

بهترین راه برای شناخت این ارایه بررسی از دید گاه زبان شناختی است که در قالب معادله ی دو جمله بررسی شود به عبارت دیگر مصراع ها معادلی برای یک دیگر هستند

محرم این هوش جز بیهوش  نیست            مر زبان را مشتری   جز گوش نیست

می توان علامت = بین دو مصراع قرار داد وهر کدام از مصراع ها دو سوی معادله دانست به عبارت دیگر هر کدام از مصراع ها میتوان به جای مصراع دیگری قرار داد و معنی واحدی دریافت کرد

عشق چون اید برد هوش دل فرزانه را       دزد دانا می کشد اول چراغ خانه را

به عبارت دیگر شاعر پیام اصلی را در یک مصراع می اورد وبه خاطر ملموس تر شدن ان اشاره به موضوعی محسوس و مادی در قالب تشبیه بدون استفاده از ادات تشبیه مینماید و تقریبا"می توان بین دو مصراع «همان گونه که »قرار داد ومعنی درستی از ان استنباط کرد

این ارایه از قرن دهم به بعد محور اصلی سبک هندی قرار می گیرد ودر شعر قدما نمونه هایی دارد

با این تفاوت که در شعر قدما معمولا بین دو بیت میاید ولی  در سبک هندیبا این بسامد بالافقط بین دو مصراع یک بیت می آید مانند :

حذر کن ز نادان ده مرده گوی                چو دانا یکی گوی وپرورده گوی

صد انداختی تیر وهر صد خطاست            اگر هوشمندی یک اندازو راست

 و در سبک هندی از بیدل دهلوی :

جهان خونریز بنیاد است هشدار              سر سال از محرم آفریدند

   آرایه مذکور در سروده های شاعران سبک هندی شاخه ایرانی مانند صائب ، طالب آملی وسلیم تهرانی به وفور یافت می شود حتی در بعضی از غزلیات پایه واساس تمام غزل این آرایه را دارد ولی در سبک هندی شاخه هندی این ارایه نسبت به شاخه ایرانی کمتر یافت می شود مانند شعر بیدل دهلوی .

  در ایران نیز شاعرانی چون حافظ کمتر از اسلوب معادله بهره برده است ولی شاعر همشهری او سعدی شیرازی از این ارایه بسیار استفاده کرده است وگویا در این راه به شاعر معروف عرب متنبی که شهرتش در بین اعراب به این آرایه است نظر داشته است .

   اینک نمونه ای از آرایه اسلوب معادله در کتاب های درسی دوره ی متوسطه .

 پیشانی عفو تورا پر چین نسازد جرم ما                 آینه کی بر هم خورد از زشتی تمثالها

دل من نه مرد آن است که با غمش برآید                مگسی کجا تواند که بیفکند عقابی

برای خاطرم غم افریدند                                    طفیل چشم من نم آفریدند

وداع غنچه را گل نام کردند                               طرب را ماتم غم   آفریدند                                   

پرواز ملکوتی سیمرغ قاف عاشقی بر دوستدارانش تسلیت و تعزیت باد .

حسین (ع ) ،سیمرغ قاف عاشقی

عرش می لرزید وقتی خاک می شد بسترت

آسمان واکرد چتری از محبت بر سرت

حنجر جبریل هم با نام تو تطهیر شد

تا رسید آن تیغ بی شرم و حیا بر حنجرت

نخلهای تشنه از تنهایی ات خم می شدند

تا شنیدند از لبانت ربنای آخرت

ای همه مظلومیت ، سیمرغ قاف عاشقی!

رنگ غربت داشت از روز ازل بال و پرت

در دل رود فرات از ماهیان باید شنید

مرثیه بر آن گلوی تشنه ی از خون ترت

ای خدای زخمهای آشنا و ناگزیر

وحی تو شد "هل من ..." و یک قافله پیغمبرت

کوفه کوفه شرمساری مانده در تاریخ و باز

کربلا در کربلا ماییم و زخم پیکرت!

زمستان

زمستان...

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت، سرها در گريبان است
کسي سر برنيارد کرد پاسخ گفتن و ديدار ياران را
نگه جز پيش پا را ديد، نتواند،
که ره تاريک و لغزان است
وگر دست محبت سوي کس يازي
به اکراه آورد دست از بغل بيرون
که سرما سخت سوزان است
نفس کز گرمگاه سينه مي‌آيد برون ابري شود تاريک
چو ديوار ايستد در پيش چشمانت
نفس کاين است، پس ديگر چه داري چشم
ز چشم دوستان دور يا نزديک؟

مسيحاي جوانمرد من! اي ترساي پير پيرهن چرکين!
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... آي ...
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوي، در بگشاي
منم، من، ميهمان هر شبت، لولي‌وش مغموم
منم، من، سنگ تيپا خورده رنجور
منم، دشنام پست آفرينش، نغمه ناجور

نه از رومم، نه از زنگم، همان بيرنگ بيرنگم
بيا بگشاي در، بگشاي، دلتنگم
حريفا! ميزبانا! ميهمان سال و ماهت پشت در چون موج مي‌لرزد
تگرگي نيست، مرگي نيست
صدايي گر شنيدي، صحبت سرما و دندان است

من امشب آمدستم وام بگذارم
حسابت را کنار جام بگذارم
چه مي‌گويي که بيگه شد، سحر شد، بامداد آمد؟
فريبت مي‌دهد، بر آسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست
حريفا! گوش سرما برده است، اين يادگار سيلي سرد زمستان است
و قنديل سپهر تنگ ميدان، مرده يا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توي مرگ اندود، پنهان است
حريفا! رو چراغ باده را بفروز، شب با روز يکسان است

سلامت را نمي‌خواهند پاسخ گفت
هوا دلگير، درها بسته، سرها در گريبان، دستها پنهان،
نفس‌ها ابر، دل ها خسته و غمگين،
درختان اسکلتهاي بلورآجين،
زمين دلمرده، سقف آسمان کوتاه،
غبارآلوده مهر و ماه،
زمستان است ...


از زنده‌ياد مهدي اخوان ثالث